بشنو از مهتاب

می نشینمـ تنها بی تو روبروی مهتاب و به مهتاب می گویمـ بنشیند در چشمانت و بگوید به تو که دوری از من آنچه گفتمـ به او. پس به مهتاب نگاه کن و بخوان. با تو حرف ها دارمـ.

بشنو...

بدون مرز

روح مرا به جایی ببر که اعتمادمـ بدون مرز بشه
تا جایی که بتونمـ به گفته ات روی آب قدمـ بزنمـ ...

قطع امید

گاهی باید قطع امید کرد از تغییر طرف مقابلمان ، فرایندی دردناک اما واقعی.
از روزیکه قطع امید کرده و سوگواری می کنیمـ برای فردی که دوست داشتیمـ طرف مقابلمان آنگونه باشد اما نیست، آزادیمـ.
آزادیمـ از بند انتظارات و توقعاتی که همیشه از طرف مقابل داشتیمـ و برایشان دست و پا می زدیمـ.
پذیرش واقعیت اطرافیان در نهایت ما را سر دو راهی ترک کردن آنها و یا پذیرش آنها با وجود نقایصشان می گذارد که قطعا هر دو راه از امید واهی به تغییر کردن آنها واقعی تر است...